تبلیغات
ایران کمپ - تمرین ذهنی برای مقابله با شرایط بحرانی
 
ایران کمپ
کوهستان را اما نویدی نیز هست، که در سنگ نیز میتوان قد برافراشت
                                                        
درباره وبلاگ

از آبان 1391 تا خرداد 1392 روی این وبلاگ کار می کردم ، اما از وقتی که سرگرم گروه های کوه نوردی شدم دیگه نرسیدم این جا رو به روز کنم . بعد از چندین سال وقفه حالا که از گروه های کوهنوردی و طبیعت گردی یکم فاصله گرفتم . زمان اون رسیده که یکم به خودم برسم و باز از کوه و طبیعت لذت ببرم . لذتی که فراموش شده بود . این بار دیگه قصد ندارم تور و برنامه کوهنوردی برگزار کنم فقط می خوام به خودم برگردم ، دل نوشته ها و تجربیات خودم رو از کوه نوردی و طبیعت گردی با شما در میون بزارم .
-----------------------------------------
لازم به ذکره به دلیل مشغولیت های زندگی، خیلی وقته که از کوه نوردی دور بودم و الان 9 فروردین 1396 که این مطلب رو دارم می نویسم با 7 کیلو اضافه وزن می خوام باز برگردم به دنیای زیبای کوهستان . اولین چالشی که پیش رو دارم کم کردن وزن و بدست آوردن آمادگی جسمانیم هستش .
یا حق
مدیر وبلاگ : مسعود رضایی
نویسندگان
نظرسنجی
کیفیت وبلاگ در چه حدی است








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

در بررسی حادثه های کوه نوردی درمی یابیم که سقوط در حین فرود و درگذشت یکی از بازماندگان بعد از حادثه اول بسیار رخ می دهد.

شهریار امیر سلیمانی در دیواره علم کوه، منصور علی پور در دیواره بیستون، ویکتوریا کیانی راد در غار پرو و حالا مهدی عزیزی.

در واقع روش پیشگیری از بروز این نوع حوادث بسیار ساده است. در هیچ لحظه ای نباید از حمایت خارج شد. فرض کنید ناگهان از حال بروید یا بر اثر سقوط سنگ از بالا یا سر خوردن طناب در دستهایتان و یا هزار و یک دلیل دیگر نتوانید طناب را نگه دارید. در آن صورت باید بدون برخورد به حتی یک طاقچه توسط طناب نگه داشته شوید.

ساده ترین و متداولترین ابزار برای انجام آن نیز استفاده از یک طنابچه 5 میلیمتری به عنوان خود حمایت روی طناب فرود است. درمورد مثالهای فوق ممکن است امیر سلیمانی و منصور علی پور به دلیل عدم دسترسی به کارگاه مناسب خود را از طناب جدا کرده باشند. این نیز خطای بزرگ دیگری است که باید آخرین گزینه ای باشد که انتخاب می کنیم. فکر می کنم بی توجهی به قرار داشتن دائمی در حمایت، خستگی و گاه اعتماد به نفس کاذب دلیل اصلی بروز این گونه حوادث باشد.

اما شاید تاسف آورتر از مرگ این عزیزان که در پی خطای فنی اتفاق افتاده است مرگ هم تیمی آنها است در حالیکه امکان نجات فراهم بوده است. آنچه از این نوع به خاطر دارم مرگ حسین حراستی بعد از مرگ عبدالله عزیزی در هنگام بازگشت از قله، مرگ امیر احمدی بعد از سقوط ویکتوریا کیانی راد، مرگ احسان یوسفی از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر بعد از سقوط و مرگ دانشجوی دیگر، سحر قهرمانی، و در این آخری مرگ علیرضا سلیمانی بعد از مرگ مهدی عزیزی است.


برای مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید




با مروری کلی بر این حوادث ( و نه جزئی زیرا بخشی از اطلاعات در پرده ابهام باقی مانده اند)، می بینیم یک نفر بر اثر حادثه جان خود را از دست می دهد و بعد از آن بازماندگان قدرت تصمیم گیری مناسب را ندارند و بدون هیچ توجیهی یک نفر دیگر نیز جان خود را از دست می دهد. حسین حراستی می توانست همراه با مسعود آقابالایی و راهنمای روس به پایین بیاید. احسان یوسفی ظاهرا به دنبال سحر قهرمانی خود را به دره پرتاب می کند، امیر احمدی اگر چه تا قبل از حادثه اول ظاهرا در شرایط بحرانی قرار گرفته بود ولی تصمیم صحیح اولیه برای ماندن، بعد از مرگ کیانی راد تبدیل به تصمیم به ادامه صعود می شود، و در این حادثه اخیر دو نفر باقی مانده نمی توانند تشخیص دهند که ماندن یک شب دیگر بدون وسایل شب مانی چه خطری برایشان به همراه دارد و بیهوده ساعات با ارزشی را از دست می دهند.

فکر می کنم راه حل مقابله با این گونه حوادث به مراتب مشکل تر از حوادث فنی باشد زیرا در اینجا با یک پدیده روانی و اجتماعی مواجهیم که دلایل گوناگونی می تواند برای آن وجود داشته باشد از جمله نحوه برخورد جامعه و ارگانها با حوادث. فکر می کنم این موضوع می تواند دست مایه مناسبی برای یک تحقیق روانشناسی قرار گیرد.

اما به نظرم یکی از مهمترین دلایل بروز حوادثی از این دست عدم آمادگی ذهنی برای مقابله با شرایط بحرانی است. برای پیشگیری از آنها باید به تمرین ذهنی اشاره کنم که در کشورمان به ندرت به آن پرداخته شده است. منظور از تمرین ذهنی تصور و تجسم شرایط سخت و بحرانی و روشهای مختلف مقابله با آنها در شرایط عادی و در خارج از کوه است. نه تنها در ورزشهای دیگر بلکه در بسیاری از سازمانها و ارگانهای مختلف این گونه تمرینها به اشکال مختلف بخشی از آموزش ها را تشکیل می دهند.

به عنوان مثال، تمرین ذهنی درکوهنوردی عبارت است از جمع شدن اعضای تیم دور هم، معرفی یکی از شرایط سخت یا بحرانی که ممکن است اتفاق بیافتد و سپس همفکری نفرات درمورد چگونگی مقابله با آن. و تکرار این چرخه تا زمانی که افراد با مجموعه ای از شرایط خاص و بحرانی احتمالی در آن برنامه و نحوه مقابله با آنها آشنا شوند. بعضی از مربیان تاکید دارند که این آموزشها باید به ضمیر ناخود آگاه شخص نفوذ کند تا در زمان نیاز مکانیزم مقابله به طور خودکار به کار بیافتد.

چنانچه می دانید درکوهنوردی با شرایط سخت و بحرانی زیادی روبروییم؛ گم شدن در بوران و برف، پرتاب شدن کوله پشتی حاوی وسایل ضروری به دره، مرگ یک هم تیمی و بسیاری شرایط دشوار دیگر که به قدری اتفاق می افتند که شاید اطلاق واژه نامنتظره برای آنها صحیح نباشد. با تمرین ذهنی افراد تیم در صورت برخورد با حوادث این چنین تا حدودی آمادگی ذهنی پیدا می کنند و تحت شرایط سنگین روحی و احتمالا جسمی که در پی حادثه بوجود می آید قادر خواهند بود تصمیم مناسب تری اتخاذ نمایند.

از دوستان تقاضا می کنم جزئیات حادثه را بدون کم و کاست اعلام کنند. فراموش نکنیم با اطلاع رسانی دقیق و شفاف باید احتمال به وجود آمدن حوادث مشابه را کاهش دهیم. همچنین مسئولیت خود را در مورد این حادثه بپذیریم.


نویسنده:رامین شجاعی





نوع مطلب : آموزش های عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 30 مرداد 1396 05:40 ب.ظ
Thanks for finally writing about >ایران کمپ - تمرین ذهنی برای مقابله با
شرایط بحرانی <Loved it!
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:55 ب.ظ
Everything is very open with a clear clarification of the challenges.
It was definitely informative. Your website is very useful.
Many thanks for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر